تبلیغات
راح - عشق مرد از نگاه دکتر شریعتی
 
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ راح خوش اومدین
من (فاطمه) توی این وبلاگ هر مطلبی رو که به نظرم جالب و مفیده میزارم تا دوستانم (مجازی وحقیقی ) هم از اون استفاده کنن .
اگه پیشنهاد و انتقادی دارین حتما بگین .
گه می خواین شما هم مطلبی تو وبلاگ راح بزارین برام با نظر خصوصی بفرستین پستش می کنم.
برای تبادل لینک به قسمت "تبادل لینک" در بخش دیگر امکانات رجوع کنید.
امیدوارم لذت ببرین .
نظر یادنون نره!!!!

مدیر وبلاگ : فاطمه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
راح
خدایا! تو آنچنانی که ما می خواهیم، مارا آنچنان کن که تو می خواهی




مرد از راه می رسه

ناراحت و عبوس

زن: چی شده؟

مرد: هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)

زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست. بگو!

مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه

زن اما “می فهمه” مرد دروغ میگه: راستشو بگو یه چیزیت هست

تلفن زنگ می زنه

دوست زن پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره )

زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم. جدا متاسفم که بدقولی می کنم. شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!

مرد داغون می شه

“می خواست تنها باشه”

.....

مرد از راه می رسه

زن ناراحت و عبوسه

مرد: چی شده؟

زن: هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)

مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش

زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه  دو قطره اشک می ریزه

مرد اما باز هم “نمی فهمه” زن دروغ میگه.

تلفن زنگ می زنه

دوست مرد پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(زن در دلش خدا خدا می کنه که  مرد نره )

مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!

زن داغون می شه

“نمی خواست تنها باشه”

و این داستان سال  های سال ادامه داشت و زن ومرد در کمال خوشبختی  و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند…

عشق مرد از نگاه دکتر شریعتی :

مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن ٬ احساس می کنند مردند. تا وقتی که قلب زن عاشق نشده ٬ پست تر از یک ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش گدایی میکنند

اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد ٬ به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان آفرید!!

و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو میکنند...





نوع مطلب : مستقیم.........شریعتی!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 مرداد 1392 :: نویسنده : فاطمه
نظرات ()
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:49 ق.ظ
I feel this is among the so much vital information for me.
And i'm satisfied studying your article. But want to remark
on some general things, The web site taste is perfect, the articles is in point of fact nice : D.
Good activity, cheers
یکشنبه 15 مرداد 1396 06:40 ق.ظ
I am in fact thankful to the owner of this website who has shared this great post at at this time.
چهارشنبه 23 مرداد 1392 08:38 ب.ظ
سلام میتونی از زندگینامه ی دکتر شریعتی هم برامون بنویسی مرسی
فاطمه حتما
سه شنبه 22 مرداد 1392 11:08 ب.ظ
من از دکتر شریعتی زیاد خوشم نمیاد ولی بازم دستت مرسی
فاطمه ولی من عاشق دکتر شریعتی و عقیدشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر